![]() |
||||
|
صفحه اصلی - مدیر وبلاگ : بردیا زمانی - ایمیل مدیر وبلاگ - ارتباط با مدیر وبلاگ - آر اس اس وبلاگ - امروز : |
||||
|
||||
|
اولین خاطره از اولین روز دانشگاه ! همه سر کلاس حاضر بودن و منتظر استاد ! داخل کلاس شدم فضا خیلی سنگین بود هیچ جای نشستن نیود ، جز ردیف ِ جلو (وای خدای من چقدردور ...!) به هر زحمتی بود رسیدم وسط جمعیت ! اطراف تا چشم کار می کرد دختر بود ! نشستم ، اومدم یکم جابه جا شم خوردم به یه دختره که خیلی خاطرخا داشت ! کلاس منفجر شد (انگار منتظر بودن من اتو بدم) دختره اومد بهم حرف بزنه که یکی از اون آخر گفت : مهندسمون رو کسی اذیت نکنه هااا !! ساعت اول استاد نیومد همه رفتیم بیرون اومدم برم داخل سالن اصلی دانشگاه که چند نفر پسمل رشتی داشتن صحبت می کردن یکی میگفت: به قیافه این نمی خوره رشتی باشه ! یکی دیگه: مطمئنم ترک باشه ، نمیبینی موهاش صافه ؟!! یکی طاقت نیاورد و ازم پرسید : آقا شما اهل کجائید؟! گفتم : رشتیم تی بلا می سر ! بعد همه زدیم زیر خنده ! > 18 بهمن زادروز دوست بسیار عزیزم مهرشاد ه - عزیزم تولدت رو تبریک میگم > نبودم یه مدت نسبتا زیاد ، اما دلیل نمیشه برا دوست نداشتنت !
این شغرم تقدیم می کنم به او : دل من دیر زمانی ست که می پندارد: « دوستی » نیز گلی ست مثل نیلوفر و ناز ، ساقه ترد ظریفی دارد بی گمان سنگدل است آن که روا می دارد جان این ساقه نازک را -دانسته- بیازارد! در زمینی که ضمیر من و توست از نخستین دیدار، هر سخن ، هر رفتار، دانه هایی ست که می افشانیم برگ و باری ست که می رویانیم آب و خورشید و نسیمش « مهر » است . گر بدان گونه که بایست به بار آید زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف که تمنای وجودت همه او باشد و بس بی نیازت سازد ، از همه چیز و همه کس زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است در ضمیرت اگر این گل ندمیده ست هنوز عطر جان پرور عشق گر به صحرای نهادت نوزیده ست هنوز دانه ها را باید از نو کاشت آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان خرج می باید کرد رنج می باید برد دوست می باید داشت با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد با سلامی که در آن نور ببارد لبخند دست یکدیگر را بفشاریم به مهر جام دل هامان را مالامال از یاری ، غمخواری بسپاریم به هم بسراییم به آواز بلند - شادی روح تو ! ای دیده به دیدار تو شاد باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست تازه ، عطر افشان گلباران باد
دوست داشتن
چه حقیرند مردمانی که نه جرات دوست داشتن دارند نه اراده دوست نداشتن-نه لیاقت دوست داشتن نه متانت دوست داشته نشدن.....با این حال شعر عاشقانه می سرایند ! حسین تشنه لبیک بود !
"حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود
فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی رو به دوستدارانش تسلیت عرض می کنم. ب ز
رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد . . .
آیت الله منتظری بامداد یکشنبه در منزل خود دار فانی را وداع گفت.
دادا کجایی بغلم کنی گریم گرفت . . .
|
درباره وبلاگ
![]() مدیر وبلاگ : بردیا زمانی بردیا هستم 21 سالمه از شهر بارانهای فیروزه ای رشت
آرشیو
آخرین مطالب ارسالی
لینک دوستان
ابر برچسب
روز سبز, عشق, سپاه, مهدی کروبی, شعر جنبش سبز, جملات تاکیدی, واژه تاکیدی, داستان, خدا, عاشقانه, دوستیابی, رهایی, دوست, حسین پناهی, دل نوشته, دل شکسته, ماه رمضان, شعر, جنبش سبز, اصفهان, روز قدس, دوست داشتن, بردیا, زندگی, میر حسین موسوی, روز تولد, دوستی, تیرداد, هشدار سپاه, فریدون مشیری,
|
|||
|
All Right Reserved By ~ Coded For blogfa , Mihanblog & ... By : www.Kashkul.com |
||||